یک طرف روز و یک طرف شب است
مغز بیچاره ام اگر تاب داشت
میگذاشتمش کنار
سمت هر طرف که غلت میخوردم
کمی بعدتری اگر خواب داشت
میگذاشتمش کنار
تشنه بودم و تشنگی ولی ناچیز بود
این بیابان خشک اگر سراب داشت
میگذاشتمش کنار
هی مدام می‌گرفتمت تا وقتیکه
تماس های من اگر جواب داشت
میگذاشتمش کنار
من که از ندیدن روی تو واماندم
عروسک زشت اگر نقاب داشت
میگذاشتمش کنار
خواستم با مداد هی خط بکشم
میز تحریر من اگر کتاب داشت
میگذاشتمش کنار
هی نگفتمش که نبیند رخ تو را
چشم من به تو اگر قلاب داشت
میگذاشتمش کنار
مثل یک شب ابری با سوز سرد
ماه هر شبم اگر مهتاب داشت
میگذاشتمش کنار
تو که هر چه خوب بود بلعیدی
آری این سیگار اگر ثواب داشت
میگذاشتمش کنار

“آرش ابوالفضلی”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
You need to agree with the terms to proceed

برچسب: , , , , , ,

مطالب مشابه

فهرست